الشيخ أبو الفتوح الرازي
217
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
تخليه و آلت من ، و به معنى امر باشد [ 162 - پ ] و هر دو [ معنى ] ( 1 ) محتمل است در آيت . و نيز ، به معنى علم باشد ، يقال : آذنته بكذا اذا اعلمته ( 2 ) به ، و بر اين وجه معنى آيت آن بود كه : هيچ كس نباشد كه ايمان آرد و الَّا خداى تعالى از او ايمان داند . * ( وَيَجْعَلُ الرِّجْسَ ) * ، ابو بكر خواند الَّا الاعشى و البرجمىّ : به « نون » على اخبار المتكلَّم عن نفسه على عادة الملوك ، و باقى قرّاء به « يا » خواندند ( 3 ) ردّا الى اسم اللَّه تعالى . گفت : و رجس بر آنان كند كه عاقل نباشند ، يعنى عقل را كار نبندند . عبد اللَّه عبّاس گفت : رجس ( 4 ) ، سخط است در آيت . دگر مفسّران گفتند : عذاب است و معنى متقارب است ، و فرّاء گفت : رجز عذاب باشد ، و رجس همان بود ، « زا » به « سين » بدل كردند . و رجز به معنى بت آمد ، في قوله : وَالرُّجْزَ فَاهْجُرْ ( 5 ) ، و مراد آن كه عبادت او اداء كند به عذاب . * ( قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ ) * ، مراد به نظر در آيت فكر و انديشه است . حق تعالى گفت : بگو اى محمّد اين كافران را كه : در نگرى و انديشه كنى تا چيست در آسمانها و زمين از آيات و علامات و دلايل ، و غير از آنچه آن را حدّى و اندازهاى نيست از گردش شب و روز و ماه و آفتاب و ستاره و انواع نبات و حيوان و زروع و ثمار ( 6 ) ، آسمان در هوا معلَّق بى عمادى و زمين مطبّق بى سنادى تا بدانند كه به فعل و صنع من است . آنگه گفت : * ( وَما تُغْنِي الآياتُ وَالنُّذُرُ ) * ، و چه غنا كند و گزيرش آيات و دلالات از قومى كه ايمان نيارند چون در او نظر كنند ( 7 ) و تفكّر نكنند كه علم از نظر متولَّد شود ، چون نظر نباشد علم نبود . و « ما » روا بود كه استفهامى ( 8 ) را بود ، و روا بود كه نفى را بود ، و معنى هر دو يكى باشد . و « نذر » ، جمع نذير ، و [ هو ] ( 9 ) المنذر ، فعيل به معنى مفعل .
--> ( 1 ) . اساس : ندارد ، به قياس : با نسخهء آو ، افزوده شد . ( 2 ) . اساس : اعلمت ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 3 ) . اساس : خوانند ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد . ( 4 ) . اساس : رجز ، به قياس با نسخهء مل ، تصحيح شد . ( 5 ) . سورهء مدّثّر ( 74 ) آيهء 5 . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها و . ( 7 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب ، آز : نظر نكنند . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها : استفهام . ( 9 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .